خدایا
تو که به بنی آدم کرامت بخشیدهای،
تو که امانت خاص خویش را بر دوش بنی آدم نهاده ای،
تو که همه پیامبرانت را برای تعلیم کتاب و تحقق عدالت معبوث کرده ای،
تو که عزت را از آن خود می خوانی و از آن پیامبران خود و از آن
انسانهایی که ایمان دارند....
ما انسانیم،
به تو و پیام پیامبران تو، ایمان داریم
آزادی وآگاهی وعدالت و عزت را از تو می خواهیم.
ببخش، که سخت محتاجیم، ودردناکانه تر از همه وقت،
قربانی اسارت و جهل و ذلتیم.
« دکتر شریعتی »
از این نمایش های تکراری ، پوچ و عوام فریبانه که به خورد مان می دهند
بیزارم
روزهای سختی بود وقتی عزیزی رو از دست میدی ، عزیزی که وابستگی عاطفی بسیاری
بهش داری باور کردنش بسیار سخته،کنار اومدن با واقعیت به زمان نیاز داره ودر کنارش
پناه بردن به معبود و صبر پیشه کردن واینکه این حقیقتی است بر سر راه همه انسانها و
از او ایم وبسوی او می رویم اما به هر حال جای خالی عزیز سفر کرده همیشه پیداست …
کلام آخر
گفتنی ها و نوشتنی های زیادی هست در پست های بعدی به اونها خواهم پرداخت...
پدر چه آرام و بی صدا رفتی ، رفتنت را باورم نیست
اما تو دیگر پر گشودی....
امسال روز پدر هدیه ام اشک هایم بود که از چشم های غم زده ام سرازیر بود
وبه یادت این قطعه شعر را که همیشه با آن صدای دلنشین زمزمه می کردی می نویسم
اگر سرتاسر دنیا قلم بود
مرکب آب دریای یمن بود
اگربرگ درختان جمله کاغذ
بهر من بیچاره کم بود
یادت همیشه در قلب وخاطرم خواهد ماند
پ.ن:امروز 25 روز از پر گشودن پدر از جمع مان می گذرد
نوشتیم سبز، خواندند سیاه ،
گفتند خاروخاشاک.
خدایا
خاک ایران بازهم به خون جوانانش آغشته شده
از خون جوانان وطن لاله ها می روید
این پستم رو سبز می نویسم به امید آینده ای سبز
ساعاتی دیگر انتخابات شروع می شود انتخاباتی که در این چند روز سرو صدای زیادی داشت
ومی توان گفت در طول عمر 30 ساله جمهوری اسلامی چنین انتخاباتی وجود نداشته البته در
انتخابات دوم خرداد سال76 هم شور مردمی زیادی وجود داشت که پایه گذار موجی نو در ایران
شد بنام دوم خرداد امروز به شناسنامه ام نگاهی انداختم زیاد مهر نخورده اولین رای خودم رو
در انتخابات مجلس ششم در سال 78 بعد در سال 80 در انتخابات ریاست جمهوری که به خاتمی
رای دادم وسال 84 بازهم در انتخابات ریاست جمهوری وآن هم در دور اول .
اما این بارهم می خواهم شرکت کنم هم برای ادامه راه روشنفکری و اصلاحات وهم اینکه وضع
موجود رو نمی پسندم البته نمی دانم چه نتیجه ای در پیش است ولی امیدوارم با پیروزی
سبز اندیشان همراه باشد.

من به موسوی رای می دهم چون فکر می کنم او کسی است که در حال حاضر می تواند
اوضاع کشور رو سرو سامان دهد (البته با تمام احترامی که به آقای کروبی دارم)
من به موسوی رای می دهم چون اعتقاد کامل به آزادی بیان و اندیشه دارد به امنیت و
رفاه مردم بیش از رفاه و امنیت کشورهای خاص توجه دارد
من به موسوی رای می دهم چون هیچ وعده و وعید بلند مدت و یا کوتاه مدت به مردم
نداده که درد این مملکت هم اینست با یک وعده فریب می خوریم و همین است که نه
نفت بر سر سفره ها آمد نه گرانی نه بیکاری ونه... کاسته شد(افزایش هم داشت)
من کسی رو می خواهم رئیس جمهور ایرانم باشد که به فرهنگ این مردم فرهنگ
چند هزار ساله، به تمدن کهن ایران، به هنر، به زنان وحقوق به حق آنها،به حقوق
بشر که اولین اجرا کننده آن خودمان بودیم توسط کوروش کبیر و خیلی چیزهای دیگر
توجه داشته باشد در جهت شکوفا شدن آنها گام بردارد ومن فکر میکنم میر حسین
در حال حاضر می تواند
من به مهندس موسوی رای می دهم چون در برنامه هاش جایی برای یک جامعه گم
شده در ایران قرار داد برای معلولان هم جایی در بر نامه های موسوی بود چون من
جزء این جامعه گم شده هستم پس برایم مهم است
من نمی خواهم گداپرور باشم، من نمی خواهم وقتی رئیس جمهور کشورم وقتی در
یک کنفرانس بین المللی شرکت می کند هو شود چرا که او نیست که هو می شود
بلکه ایران و مردم هستند که هو می شوند
پس من به میر حسین موسوی رای می دهم
البته برای رسیدن به این آرمان ها راهی دراز وسخت پیشرو است به امید روزهای
روشن و سبز برای ایران آریایی

چهارروز بیشتر به انتخابات ریاست جمهوری نمانده این انتخابات شرایط حساسی داره نسبت
به دوره های قبل با توجه به شرایطی که کشور در این چهار سال اخیر داشته و اتفاقات این
چند روز هم به حساسیت موضوع افزوده است. من هم با توجه به سلیقه و علاقه شخصی خودم
که به سمت روشنفکری وآزادی اندیشه و داشتن جامعه نوین با چشم اندازی روشن وامنیت بالا
بود بر خودم لازم دیدم از مهندس میر حسین موسوی حمایت کنم دلایلی هم دارم که به امید خدا
فردا در پست بعدی اونها رو خواهم نوشت .

ای مردم ،گفتارنیک دیگران را بشنوید و با اندیشه روشن در آن بنگرید و میان نیک و بد را خود داوری کنید.
زیرا پیش از این که فرصت از دست برود، هر مرد و زن باید به شخصه راه خود را برگزینند.
بشود که به یاری خرد اهورایی در گزینش راه نیک کامروا شد.
در پست قبل از شروعی متفاوت تر گفتم تفاوتش همین است
کمتر از بیست روز دیگر انتخابات ریاست جمهوری برگزار میشود واین انتخابات
از جهات بسیاری مهم جلوه می کند که کم و کیف آن را بسیاری از تحلیل گران
سیاسی شرح داده اند ومن به جزئیات آن نمی پردازم *
اما از آنجا که خود را یک جوان نو اندیش و طرفدار جریان روشنفکر می دانم ،
وظیفه خود می بینم در مدت کوتاه باقی مانده تا انتخابات تمام توان خود را در
حمایت از کاندید جریان روشنفکر میرحسین موسوی بکارببرم ودر این مدت
بیشتر مطالبم پیرامون همین موضوع است ....
تا مطلب بعدی
بهار آمد تا داد عمر رفته بستانیم
به پای سرو آزادی سر و دستی بر افشانیم
به عهد گل زبان سوسن آزاد بگشاییم
که ما خود درد این خون خوردن خاموش می دانیم
با دوبیتی از یکی از سروده های زیبای استاد ارجمند و بزرگوار
شعر و ادبیات ایران زمین استاد هوشنگ ابتهاج این بزرگ دور
از وطن که به راستی حق مطلب درباره ایشان ادا نشده دومین
مطلبم رو در سال 88 بر روی وبلاگم مینویسم و شاید این رو
شروع در این سال حساب کنم شروعی این بار کمی متفاوت تر...
تفاوتش رو در پست های آینده که زود به زود خواهد بود بیان
می کنم و برای پایان این پست هم :
الا ای ساحل امید سعی عاشقان دریاب
که ما کشتی در این طوفان به سودای تو می رانیم
شعریست در دلم
شعری که لفظ نیست هوس نیست ناله نیست
شعری که آتش است
می گدازد و می سوزدم مدام...
شعری که چون نگاه نگنجد به قالبی
چون سکوت فرومانده برلبی
شعریست در دلم
شعری که دوست دارم ونتوانمش سرود
شعری از آنچه هست...
از آنچه بود...
پ.ن:این روزها غمگینم از روزگار
شاکی و دلگیرم از آدماشپیش پای سحر بیفشان گل
سر راه صبا بسوزان عود
به بهاری که می رسد از راه
به پرستو به گل به سبزه درود!
سال نو مبارک...

امیدوارم سال جدید سالی سرشار از نشاط و شادی سالی پر از برکت
سالی توام با سلامتی و همه خوبی ها برای مردم سرزمینم و دوستان
عزیزم باشد.
